تبليغاتX
ღهمه چی و هیچیღ
خوشومدی
 

 برای دیدن همه ی عکس ها برید به ادامه مطلب.... 

 


ادامه مطلب

+ نويسنده دوشنبه سی و یکم تیر 1387

ساعت

توسط سحر

این مطلب برای آقا پسرایی است که بعد از یه عمر دختر بازی می خوان ازدواج کنن

در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود

خواستگاري و روشهاي آن

1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بي‌بي صغراي معروف و آبجي‌جون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونه‌هاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوه‌اي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم.



2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريدجلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانه‌اي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدااگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.



3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كم‌كم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بي‌سروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد 
پ. ن:(نه مث پویا نظری عین اسکلا بریدبراش ساعت بخرید و جلو یه ملت بهش بدید...) 



4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.



5- روش خشن‌تري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون مي‌ريزيد. ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد

از سایتwww.kocholo.org

+ نويسنده شنبه بیست و نهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

آیا میدانید که...

زهره تنهاسیاره ای است که درجهت عقربه های ساعت به دور خودش می چرخد.

درخت بلوط تاقبل از ۵۰سالگی میوه نمی دهد.

مایع موجود در نارگیل نارس رامی توان به جای لاسمای خون استفاده کرد.

افراد باهوش دارای روی ومس بیشتری در موهایشان هستند.

مروارید در سرکه حل می شود.

صدای کواک اردک تنها صدایی است که بازتاب ندارد وهیچ کس هم دلیل آن را نمی داند.

شیرینی تنها مزّه ای است که جنین در رحم مادر هم آن را نمی فهمد.

برای اینکه ۷۰۰گرم به وزن شما اضافه شود باید۹کیلوگرم سیب زمینی بخورید.

بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است.

بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است.

گرده گل هرگز فاسد نمی شود.

دانشمندان دریافته اند که مورچه ها هم چون انسان ها صبح ها خمیازه می کشند.

+ نويسنده شنبه بیست و نهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

سلام...

یه نفردر قسمت نظرات ازم پرسیده بود که چند سا لته ؟ اولش که وبلاگ درس کردم گفتم اگه ننوبسم بهتره چون اگه چند نفر بزگ تر از خودم بیان مطلباموبخونن شاید بگن با با این بچه است و ....حالا بی خیال ...دیگه می خوام بگم اونم فقط بخاطر این که کنجکاو شده بودید ومن آدم صادقی هستم ...

به نام خدا سحر هستم از تهران

متولد :13/12/72

امسال می خوام برم به اول دبیرستان

دارای یک خواهر به نام زهرا بزگ تر از خودم و یه ما مان ویه با با....(فقط همین)

حا اگه کنجکاویتون خوابید..من برم چون همین امروز (مث یه مرد) رفتم واکسن زدم وحالم  هم زیاد خوف نیست ....بای تاnext  آپ....

 

+ نويسنده دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

سلام .خوبید؟ مامانش خوبه ؟ با باش خوبه؟ خالش خوبه ؟                                                                                                                                                          

امروزم مث همیشه برق رفت ولی با این تفاوت که من سر کلاس کا مپیوتر بودمو این دفعه به نوعی به نفعم تموم شد...حد اقل این جیره بندی برق به ضرر هر کی بود این دفه به نفم شد البته شاید هم نه آخه مجبور شدم 5 طبقه رو هلک هلک پیاده بالا برم .( بدون آسانسور)  خلاصه ما سر کلاس نشسته بودیم در فکر این که کی از دست این کلاس خلاص می شیم که ناگهان به طرز معجزه آسایی برق ها رفت...با خودمون گفتیم ای کاش یه چیز دیگه از خدا خواسته بودیمااا..... بلخره به ما هم گفتند: به دلیل این قطعی برق تا 2یا3 ساعت دیگر ادامه خواهد داشت از شما خواهش میکنیم که شرٌ مبارک را کم کرده و به خوانه هایتان ره سپار شوید البته فراموش نکنید قبل از رفتنتان صندلی تان را مرتب نمایید .....حالا ما رو می گی که داشتیم از ذوق می تر کیدیم عین اسب (بلا نسبت اسب و البته گور خر ) به طرف درب خروجی یورتمه رفتیم و با حداکثر سرعت به خانه رفتیم....بعدشم بعد از 15 دیقه هن و هن کردن بر اثر بالا رفتن از پله هااا با لا خره به خانه مان رسیدیم که طبق معمول به کار هایی که بعد از رفتن برق انجام می دادیم پرداختیم که از جمله آنها : (1- مگس پراندن2-زر زدن زیادی بر اثربی کاری 3-دست کردن در سوراخ های بینی4-و......)و خلاصه ی مطلب این که جمعا بعد از خواندن نوشته ی من و البته نظر دادن یه فاتهه برای ادیسون بفرستید به 2 دلیل:1- به دلیل این که برق را اختراع کرد که از آن استفاده کنیم 2- و برق را اختراع کرد که در صورت رفتن آن ازش سوءاستفاده کنیم وبعضی وقتا از بعضی جا ها جیم بشیم.

و در آخر نتیجه گیریی این که در مصرف برق صرفه جویی کنید زیرا مایه ی حیاط است!!!!!!!!

 

+ نويسنده یکشنبه بیست و سوم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

  قورباغه ها

 

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition .

روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که با هم مسابقه ي دو بدند .


The goal was to reach the top of a very high tower .

هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود .


A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants . ...

جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند...


The race began ....

و مسابقه شروع شد ....


Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower .

راستش, کسي توي جمعيت باور نداشت که قورباغه هاي به اين کوچيکي بتوانند به نوک برج برسند .


You heard statements such as :

شما مي تونستيد جمله هايي مثل اينها را بشنويد:


"Oh, WAY too difficult!!"

اوه,عجب کار مشکلي


"They will NEVER make it to the top."

اونها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند.


or : 

يا:

" Not a chance that they will succeed. The tower is too high !"

هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست.برج خيلي بلنده


The tiny frogs began collapsing. One by one ....

قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند...


Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher ....

بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر مي رفتند...


The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one will make it!"

جمعيت هنوز ادامه مي داد,"خيلي مشکله!!!هيچ کس موفق نمي شه!"


More tiny frogs got tired and gave up....

و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف ...


But ONE continued higher and higher and higher ....

ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....


This one wouldn't give up!

اين يکي نمي خواست منصرف بشه!


At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top !

بالاخره بقيه ازادامه ي بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک رسيد !


THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it?

بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين کا ر رو انجام داده؟


A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal ?

اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده؟


It turned out....

و مشخص شد که


  That the winner was DEAF !!!!

برنده ي مسابقه کر بوده !!!


The wisdom of this story is: Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ...   because they take your most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in your heart! Always think of the power words have.  Because everything you hear and read will affect your actions!

نتيجه ي اخلا قي اين داستان اينه که :هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ي ديگران گوش نديد... چون اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند-- چيز هايي که از ته دلتون آرزوشون رو داريد !هيشه به قدرت کلمات فکر کنيد .چون هر چيزي که مي خونيد يا مي شنويد روي اعمال شما تأثير ميگذاره


Therefore:

پس:

ALWAYS be....

هميشه ....

POSITIVE!

مثبت فکر کنيد !


And above all:

و بالاتر از اون


Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!

کر بشيد هر وقت کسي خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهيد رسيد !


Always think:

و هيشه باور داشته باشيد :

I can do this!

من همه کار مي تونم بکنم


Most people walk in and out of your life......but FRIENDS leave footprints in your heart  

  آدم هاي زيادي به زندگي شما وارد و از اون خارج ميشن ... ولي دوستانتون جا پا هايي روي قلبتون جا خواهند گذاشت

 

 

+ نويسنده شنبه بیست و دوم تیر 1387

ساعت

توسط سحر

هه هه هه هه هه هه هه هه ( بازی از این بهتر سراغ داری؟)

+ نويسنده پنجشنبه بیستم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

 

هیچ چیز در دنیا ارزش ناراحت شدن ندارد ، اگر باور نداری این مطلب را بخوان.

چرا ناراحتی؟                                                                                                                                                                   ممکن است هر روز فقط با دو حالت رو به رو شوی : وقتی که حالت خوب است یا وقتی که مریض هستی. اگر حالت خوب باشد که موردی برای ناراحتی وجود ندارد ، اما وقتی مریض هستی ، باز هم با دو حا لت رو به رو می شوی : حالت اول وقتی است که در حال خوب شدن هستی و حالت دوم وقتی است که که داری می میری و از دنیا می روی ! اگر حالت رو به بهبودی است که موردی برای ناراحت شدن و نارا حتی وجود ندارد ، اما اگر در حال مردن هستی ، باز هم  با دو حالت رو به رو می شوی : یا به بهشت می روی یا به جهنم اگر به بهشت بروی که موردی برای ناراحتی وجود ندارد اما اگر به جهنم می بروی ، آن جا دوستان زیادی در انتظارت  هستند که حتی وقت نمی کنی برای آن ها دست تکان بدهی! بنابراین اصلا وقت زیادی نخواهی داشت که بخواهی ناراحت باشی . . . پس همیشه شاد باش و بخند  . . . .

هرگز برای غروب کردن خورشید گریه نکن زیرا آن وقت ، اشک هایت به تو مجال نمی دهند تا زیبایی های  ستاره هارا ببینی. . . . .

 

+ نويسنده پنجشنبه بیستم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

سلام علیکم.....

به خودو تبریک میگم ...بالاخره توی مدرسه ی نمونه دولتیی که امتحان داده بودم قبول شدم البته یه جورایی هم ناراحتم...... آخه اگه قبول نمی شدم باید میرفتم مدرسه ای که همه ی دستام اونجان ولی اشکال نداره آدم باید تو زندگیش از یه چیزایی بگذره تا به چیزای دیگه برسه ...امیدوارم حداقل از اون مدرسه ای که می خوام برم سالم در بیام چون همه بچه خر خونن........دیگه بای تا بعد

+ نويسنده چهارشنبه نوزدهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

            

مطلب خاصی نداشتم آپ کنم .............ولی اینو ببینید خیلی با حاله .........به این میگن یه عاشق واقعی وقتی معشوقشو می  بینه قلبش تالپ تالاپ می زنه........دوپ دولوپ دوپ دولوپ دوپ دوووووووووپ

+ نويسنده یکشنبه شانزدهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

ميدانستي که تصادف کردن با سرعتي معادل نود کيلومتر در ساعت مثل اين ميماند که از طبقه نهم يک ساختمان سقوط کنيم، کمربند ايمني را فراموش نکنيد.

پیتر بنوت فرانسوی که خاطراتش در جنگ جهانی را به صورت رمان منتشر کرد ، چون یقین داشت پر فروش خواهد بود ، هفتصد هزار جلد آنرا چاپ کرد اما از این رمان فقط پنج نسخه به فروش رفت؟


آيا ميدانستي دانشمندان مدعي هستند که جهان هستي نزديک به چهارده ميليارد سال قدمت دارد در اين ميان کره زمين نيز بيش از چهار و نيم ميليار سال عمر دارد؟

آيا ميدانستي که زنبور عسل در هر ثانيه 250 بار بال ميزند؟

آيا ميدانستي که الکساندر سوم ، پادشاه یونان که در بيست و هفت جنگ همراه سربازانش شرکت کرده بود ، حتی یک زخم هم بر نداشت ، اما یک روز وقتی میمون خانگی او دستش را گاز گرفت دچار کزاز شد و مرد؟

آيا ميدانستي که همایون خان مغول که در قرن شانزدهم حاکم هند شد ، تخت سلطنتی اش را بر فراز یک درخت بزرگ گستراند، زیرا یک روز قبل از حاکم شدنش ، برای اینکه کشته نشود بالای آن درخت پنهان شده بود؟


آيا ميدانستي براي توليد هر 1000 كيلوگرم كاغذ جديد بايد پانزده درخت جنگلي قطع شود؟


آيا ميدانستي يه نوع مار وجود دارد که 87 درصد از عمرش را داخل آب ميگذراند و ميتواند سه ساعت و نيم بدون اکسيژن زير آب باشد و فقط چند ثانيه ايي بر سطح آب ميايند و اکسيژن دريافت ميکند و دوباره داخل آب ميرود؟

آيا ميدانستي که طولانی ترین عمل جراحی بر روی مغز یک انسان در سال هفتاد ميلادی در ساندیاگو انجام شد که دکتر جان الکسن برای بیرون آوردن دو گلوله از مغز مردی بیست ساله ، سي و يک ساعت مغز او را جراحی کرد؟


آيا ميدانستي که سالانه حدود ده تن الماس در سراسر دنیا استخراج می شود، بد نیست اين را هم بدانید که معمولا" برای یافتن یک الماس به اندازه یک بادام، باید ده تن خاک را الک کرد؟

آيا ميدانستي نصف کساني که در جهان زير بيست و پنج سال هستند در هندوستان زندگي ميکنند؟

آيا ميدانستي قديمترين متروی جهان در لندن قرار دارد، قدمت متروی لندن به صد و پنجاه سال ميرسد؟

آيا ميدانستي که خفاش هميشه وقتي غار محل زندگيش را ترک ميکند، به سمت چپ پرواز ميکند؟

آيا ميدانستي که پرنده مگس خوار تنها پرنده ای هست که عقب عقب ميتواند پرواز کند؟

آيا ميدانستي زمانيکه مغولها در حال حمله به اروپا بودن، اگر خان مغول بطور غيرمنتظره ايي نميمرد و مغولها از حمله به اروپا صرفنظر نميکردن، الان نه خبری از رم بود و نه پاريس؟

رمان «کلبه عموتم»پرفروش ترین کتاب دنیاست،اما شاید ندانید که«هریت بیچراستو»نویسنده آن برای انتشار چاپ اول آن مجبور شد به مدت سه ماه نظافتچی دفترکار ناشر کتاب باشد.


 بد نیست بدانیدکه قدیمی ترین جانداری که در کره زمین وجود دارد و او را صابخانه جهان می دانند،نوعی جاندار دریاییست به نام لینگولا که متجاوز از 500میلیون سال است که نسل او در کره زمین پایدار مانده


 کوچک ترین پارک عمومی در شهر بلفاست و در سال 1921توسط«بیل مک کی»ساخته شد تا همسرنابینایش هر ورز در آنجا قدم بزند و فکر کند در پارک بزرگی راه می رود؛این پارک 22متر مربع وسعت داشت.


 چهار قرن قبل  در ژاپن،افراد سابقه دار موظف بودند در کوچه و خیابان انگشتان یک دستشان را رنگ قرمز و دست دیگر را آبی کنند،اگرپلیس فرد سابقه داری را می دید که انگشتانش رارنگ نکرده،هرباریک انگشتش را قطع می کرد.


 طبق آماری که دولت برزیل اخیرا منتشر کرده،در دوره های گذشته جام جهانی،هرروز که تیم ملی این کشور با حریفی بازی داشته،حدود75درصد کارمندان و کارگران برزیل دست از کار می کشیدند تا فوتبال ببینند.


خیلی از مردها در دنیا هستند که تعداد خالکوبیث های بدنشان زیاد است،اما رکورد این کار دست«سیمون»کانادایی بود که موقع مرگ 4831فقره خالکوبی روی بدنش وجود داشت

امیدوارم خوشتون اومده باشه.......

+ نويسنده شنبه پانزدهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

براتون عکسای برد اسپانیا رو می گذارم .....خیلی توپه.........

برای دیدن بقیه عکسا به ادامه مطلب برید............

نظر یادت نره هااااا...........


ادامه مطلب

+ نويسنده سه شنبه یازدهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

سلام

قهرمانیه تیم اسپانیا رو به همه ی طرفداران این تیم تبریک میگم  آقا عجب بازی بوداااا ( البته من تا دقیقه ۷۰ نیگاه کردم ولی دیگه نتونستم مقاومت کنم ....خوابم برد ولی تکرارشو دیدم...) خلاصه خیلی بازی هیجانی بود .....بالاک بیچاره رو دیدید چی جوری خونی مالی شد... البته حقش بود.. کاسیاس جونو دیدید الکی بهش کارت دادن داوره خیلی ناشی بوداا ........حالا از این حرفا گذشته این قهرمانی رو بهشون می تبریکم.......ولی حیف که دیوید ویا نبود و گر نه سوراخ بودن..........................     اسپانیا قهرمان میشه......خدا میدونه که حقشه به لطف یزدان و بچه ها اسپانیا قهرمان می شه....هالالای لای لا لای لالای لالای لای  

اسپانیا

+ نويسنده دوشنبه دهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

یادمون باشه:

یافتن دوست خوب کاری است دشوارِجدایی از او دشوار تر و فراموش کردنش غیر ممکن

تنها تا جایی میتوانیم بیش پرویم که خودمان دست از تلاش بر نداشته باشیم

اجازه ندهیم که گذشته مانع از پیشرفت ما شود و اگر چه در این صورت گوهری گرانبها را از دست خواهیم داد

زندگی کوتاه است اگر که گاهی نگاهی به اطراف نیندازیم ممکن است آن را از دست بدهیم

دوست خوب حکم کیمیا را دارد به دست آوردنش مشکل و داشتنش اقبال است

برای یک دوستی واقعی تصور هیچ پایانی متصور نیست

اخم نکنید چون شما نمی دانید که ممکن است با یک لبخند شما چه کسی عاشقتان شود

همه چیز در پایان خوب است اگر این طور نیست هنوز به پایان نرسیده اید

همیشه دورو باشید یک روی گل و یک رو ماه

با تشکر ازhttp://www.leili-tanha.blogfa.com/

+ نويسنده دوشنبه دهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

سلام به همه ی پرسپولیسی های گل .....حتما شما هم شنیدید که دوباره افشین قطبی می خواد برگرده به پرسپولیس؟ شاید باورتون نشه ولی  مثل این که مصطفوی مدیر عامل جدید باشگاه  پرسپولیس با قطبی  صحبت کرده ....قطبی هم گفته تا هفته آینده جواب میده .. تو رو خدا دعا کنید قطبی قبول کنه ...اگه بشه چی میشه ..پرسپولیس قهرمان جام باشگاه های آسیاااااا.......حالا به افتخار قطبی ..هیپ هیپ هورا ...هیپ هیپ هورااا...تازه قراره افشین پیروانی هم به عنوان مربی در کنار قطبی باشه ودیگه خوشبختانه از استیلی خبری نیست..... فکر کن دیگه چی میشه افشین در کنار افشین .............نگاه کنید چقدر شبیه هم هستن...

+ نويسنده یکشنبه نهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

سلام ... خوبید؟

من از ۵شنبه تا شنبه رفته بودم مسافرت .. نتونستم آپ کنم آقا جاتون خالی عجب مسافرتی بود...من که کلی حال کردم ...رفته بودیم کلاردشت .. عجب طبیعتی.. عجب هوایی...عجب ....خلاصه که خیلی خوش گذشت .من هم به شما توصیه می کنم یه سری به طبیعت بزنید به خدا براتون خوبه هاااا..شاید باورتون نشه ولی همین که آدم از این دودو دم تهران خلاص بشه خیلیه.....

خلاصه ببخشید چند روزی نبودیم.... خودمونیما این اس ام اس هایی که گذاشتم خیلی خزه هاااا

+ نويسنده یکشنبه نهم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

بوسه

+ نويسنده سه شنبه چهارم تیر 1387

ساعت

توسط سحر

برا وبم کد اس ام اس و جک گذاشتم حالا خدا کنه قدیمی نباشه ....

امیدوارم خوشتون بیاد.....راستی یه وبلاگ عاشقانه هم ساخته ام حتما برید ببینید ...باشه؟

www.oshagh-ms.blogfa.com 

 

 

+ نويسنده سه شنبه چهارم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

شاید باورتون نشه ولی این داستان رو تقدیم میکنم به همه ی مامان های ایرونی...خیلی قشنگه ها اگه خوشت اومد نظر بده..

شبی پسر کوچکی یک برگ کاغذ به مادرش داد. مادر در حال آشپزی بود دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته ها را با صدای بلند خواند. پسر کوچولو  با خط بچه گانه نوشته بود: صورتحصاب : تمیز کردن باغچه 500 تومان ، مرتب کردن اتاق خواب 500 تومان ، مراقبت کردن از برادر کوچکم 1000 تومان ، بیرون بردن سطل زباله 500 تومان ،نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم 500 تومان و جمع بدهی شما به من 3000 تومان .

مادر به چشمان منتظر پسرش نگاهی کرد و چند لحظه خاطراتش را مرور کرد.... سپس قلم را برداشت و پشت برگه  صورتحصاب پسرش نوشت : بات سختی 9 ماه بارداری که کشیده ام هیچ ، بابت تمام شب هایی که بر بالینت بیدار ماندم و دعا خواندم هیج ، ...بابت تمام زحماتی که این همه سال برایت کشیده ام وتو را بزرگ کرده ام هیچ.........بابت غذا ، نظافت تو و اسباب بازی هایت ، هیچ.....و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است .

وقتی پسرک  آنچه را که مادرش نوشته بود خواند ، چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد قلم را برداشت و زیر صورتحصابی که خودش نوشته بود نوشت: قبلا به طور کامل پرداخت شده است .....

+ نويسنده یکشنبه دوم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

شاید باورتون نشه ولی میخوام روز مادرو به همه ی مادرای گل و دوس داشتنی و هم چنین مادر خودم پیشاپیش بتبریکم.........

به مامان خودم هم از همین جا میگم : مامان دوست دارم عاشقتم          دیوونتم چاکرتم

+ نويسنده یکشنبه دوم تیر 1387

ساعت

توسط سحر

+ نويسنده شنبه یکم تیر 1387

ساعت

توسط سحر

با سلامی دوباره به تو. اگه من با کلمه ی تو خطابت می کنم واسه اینه که هم تو احساس راحتی با من بکنی هم من با تو ....نمی خوام وبلاگم مث وبلاگ های کسایی باشه که یا همش از خودشون می نویسن یا این که اینقدر قلمبه سلمبه می نویسن که حال آدمو به هم می زنند.خلاصه می خوام با هم احساس راحتی کنیم ......

گذشته از این .. امروز اولین روزی است که واسه بهار دل تنگ میشی و واسه تابستون بی قرار .. فصلی تازه شروع می شه وفصلی کهنه می ره .فصلی می آید که با هوای گرم امروزش ثابت کرد که پر از حرارت و انرژیه و تا ما رو از گرمای آتیشی اش نسوزونه ول کن نیست...

تابستون پره از وقت های خالی ...(علافی) که توی امتحانا له لهشو میزنیم و کلی نقشه می کشیم که اگه امتحان نداشتیم یاوقتمون پر نبود چه کارا که نمی کردیم .. اما تا تابستون می آد همه ی اونا از  یادمون میره و تا چشم رو هم میگذاریم ماه مهر با تمام بی مهری هاش از راه میرسه  مهر می آید اما بر خلاف اسمش با کمال بی مهری حال دانش آموزارو بد جوری می گیره....

تا بستونم به سرعت برق و باد میگذره  بدون اینکه ازش چیزی بفهمی ... هیچ می دونی این همه رو واسه چی نوشتم واسه این که بگم  برو از وقت های خالیه تابستون (علافی) حد اکثر استفاده رو بکن تا مهر با بی مهری هاش اونا رو ازت نگیره عزیزم .........

خلاصه این که داداش ، آبجی دنیا دو روزه.........

* لحظه را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم اما افسوس که خوشبختی همان لحظه بود......*

بنظریاااا!!!؟؟؟

+ نويسنده شنبه یکم تیر 1387

ساعت

توسط سحر |

RSS